تبليغاتX
زمینی آسمانی - خدا چقدر خداست!
نوشته هایم از خود آسمانی و زمینیم و خدای این من زمینی آسمانی
 

قربون اون وجود لطیف عرشی و انسان متعالی ملکوتی بشم که قلب میلیونها آدم براش گرمتر از کالبدای خودشون می تپه و از یادش و اندیشه هاش جون می گیره.

گاهی وقتا ما یه سری حرفا راجع به بعضیا می شنویم اما تا آثار اونا رو نبینیم نمی فهمیم چه قدر ممکنه خواستنی و دلبردنی باشن؟! باهاشون آشنا که می شی می بینی دیدنشون آروم جونته و حرفاشون مرهم دردات یا حتی درمون درد بی دردیت! یه وقتی مثلا یه نوشته ازش می خونیم روحمون پر می گیره و می فهمیم که الکی نیست همه ازش تعریف می کنن! مثلا حافظ رو فرض کنیم یکی ازش شنیده که چنینه و چنانه اما وقتی یه غزل ازش بخونه معرفتش عمیقتر و دقیقتر می شه و اونم به مدح این عارف شریف می پردازه. اگه ببینش و کنارش بشینه چی می شه؟! یه راه بررسی اثره، یه راه هم که خیلی معرفت بالاتریه پرداختن به صاحب اثره. حالا امام هم هینجوری بودن. آدم باید به آثارشون به کاراشون به دغدغه هاشون به معرفتاشون به شعراشون به سیاستشون به درایتشون به مدیریتشون به فردشون به جمعشون به خلوت و جلوتشون بپردازه، اونوقته كه نمی تونه نخوادش. ما که از درک و دیدارش محروم بودیم، آثارشون اینجوری مست و مبهوتمون کرده، اگه خودشو درک می کردیم چی می شد!؟

حالا ایشون خودشون اثر یکی دیگه باشن، چی می شه!؟ آدم مشتاق می شه نسبت به اونی معرفت پیدا کنه که نه فقط امام و امثال امام که همه آدما، همه جانداران، سبزه و حیوان، همه چیز عالم، اثر و نشونشه! چه اینجوری قشنگ می شه فهمید خدا کیه؟ چیه؟ چه خصوصیاتی داره؟ چقدر مطلوب دلته! چقدر گم شدته! چقدر می خوایش! چقدر نزدیکه! چقدر جلوه می کنه! چقدر تو وقت و توان واسه دیدن جلوه گریاش کم داری! چقدر محسوسه و ملموسه! و اينكه: خدا چقدر خداست!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 11:58  توسط محمد آسمانی  |