تبليغاتX
زمینی آسمانی - جنبش نرم افزاری
نوشته هایم از خود آسمانی و زمینیم و خدای این من زمینی آسمانی

دریافت خودم از جنبش نرم افزاری :

جنبش نرم افزاری چیست ؟ چه کسی متولی آن است ؟ درچه حوزه هایی باید رخ دهد؟ غایت آن چیست ؟ بر چه اصول و مقدماتی متکی است؟ آثار آن چقدراست و بر چه ها موثراست ؟ چه موانعی بر سر راه تحقق آن وجود دارد؟ چه قدر زمان می برد؟ تا کی باید ادامه یابد ؟ از کجا باید شروع کرد ؟ آیا در گذشته در جایی چنین جنبشی روی داده است؟ اصلا چرا باید جنبش نرم افزاری کرد؟

اصولا سخت افزار در مقابل نرم افزاراست ؟ برای آنکه بفهمیم نرم افزار چیست باید ضد آن را درک کنیم .سخت افزار به هر شئ ای مادی اطلاق می شود که حدود ماهیت آن در تعریفش بیان می گردد و قالبی است که یا در آن چیز غیر مادی ای گنجانده می شود هر چند معنایی باشد که در قالب ماده القا شود ، یا از آن برای چنین منظوری استفاده شود.

شاید به طور خلاصه بتوان گفت سخت افزار ماده است .در مقابل ، نرم افزار معنا است و غیر مادی است . هر چه که به تدبیر و برنامه ریزی و فکر سیستم باز گردد نرم افزار است . منشا تمام حرکات مادی نیرویی غیر مادی است . از حرکات قلم روی کاغذ گرفته تا پا و دست و سر و چشم و خورشید و ماه و جزر و مد و دانه درخت و ابر و باد همه و همه با اتکا به یک قدرت غیر مادی روی می دهد و با تدبیر غیر مادی صورت می گیرد .ممکن است به خود حرکت که نگاه کنیم اثری از آن نیروی غیر مادی نبینیم . اما اگر دقیقتر شویم می بینیم آن حرکت نظم و نظام خاصی دارد . غایت مدار است . در مدار خاصی ، با ابعاد و حدود مشخصی روی می دهد ، منشا خاصی دارد.

همه این ها برنامه و نرم افزاری است که از جانب غیر او صورت پذیرفته است.این کسی جز ذات اقدس حق نیست.کل پدیده های مادی عالم را او تدبیر می کند . «عالم امر» تعبیری است از مجمع تمامی نرم افزار های عالم.

اصلا ماده نمی تواند نرم افزاری کند .پس برنامه ریز اصلی خداوند متعال است و دیگران اگر نفخه ای از روح او درآنها دمیده باشد بالعرض قادرند نرم افراری کنند .

گل سرسبد چنین کسانی خلیفه کامل اوست که انسان کامل است .تدبیر نرم افزاری او بسی بزرگ است که کل عالم و آدم را فرا می گیرد . مادون او ما انسانهای مغرور و خودخواهیم که دایره سلطنت ما نسبت به او بسیار محدود است . تن ما همان سخت افزار ماست که روح و فکر ما در آن جریان دارد و نرم افزار اوست . این نرم افزارفقط تدبیر تن ما را عهده دار نیست . یعنی با وساطت تن و ضمن تدبیر او برای غیر آن هم برنامه ریزی می کند .عمده این نرم افزار برای خدمت به تن است که امروز آنچه بشر در این زمینه بدست آورده است بسی حیرت آور است .همه سخت افزارهای موجود در بویژه مغرب زمین ، مبتنی بر همین نرم افزار تولید شده است . یعنی تولید تمام سخت افزارها با نرم افزار صورت پذیرفته است .

حال ابعاد وجود آدمی ، که برنامه ریز مرکزی اوست چند تاست ؟ انسان دو مرکز برنامه ریزی و نرم افزاری دارد . در واقع مرکز اصلی یکی است . منتها به دلیل اضافه شدن به دو مقوله به دو مرکز تبدیل می شود . مرکز واقعی و اصلی عقل اوست که یا بر فطرت بنا می شود و یا بر نفس .عقل مبتنی بر فطرت نرم افزار رحمانی و الهی تولید می کند و عقل مبتنی بر نفس نرم افزار شیطانی . عمده آنچه در عالم تولید شده ، زاییده غلبه این نرم افزار اخیر بر قبلی است . همه برای خدمت به رفاه تن و آسایش او با سیستمی خود بنیاد و خود خواهانه تولید شده است . تمام این غیر فطریات عالم ناشی از همین است .این همه ظلم و بیداد و از خدا دور شدن و بهشت را در زمین جستن و فساد و تباهی مفرط جنسی و اخلاق و توحش را تمدن انگاشتن ، و شکاف زیاد طبقاتی و جنگهای ویرانگر و تکنولوژی های مخرب محیط زیست و جان آدمی زادگان و ادعای خدایی کردن و ما وراء عالم ماده را منکر شدن به تمتعات بی حد و حصر و پایان نفسانی پرداختن ، به خاطر آن مرکز متمرد از امری است که برنامه ریزی شیطانی و دنیایی و نفسانی می کند و نرم افزار می دهد و این به عنوان برنامه ای برای زندگی فردی و جمعی بشر امروز در قالب مکتب «لیبرال سرمایه داری» عرضه شده است .در این عالم سراسر تاریک و عصر سیاه جنبشی بس بزرگ در قالب انقلاب اسلامی ایران روی داد که نرم افزاری کامل و بی نقص و الهی را فریاد کرد و به جهانیان اسیر و کور عرضه داشت .با انقلاب اسلامی ما بنیاد برنامه ریزی شیطانی به لرزه افتاد و همگان این سیطره سیاه ابلیس را بر سراسر شؤون زندگی خود یافتند و فهمیدند .

حال این جنبش نرم افزاری در مرکز برنامه ریز عالمیان در جریان است و خود می رود که بر ظلمت غالب آید و بشریت خسته از انفاس ابلیس را به اصل و مرجع خود باز رساند .چون این تغییر مرکز نیاز به زمان و هزینه های زیادی دارد و باید از طرف انقلابیان به خوبی و با تمام شؤون تبیین شود ، آنها اولا باید نرم افزار های شیطانی جاری در تمامی سخت افزار های موجود را با تکیه بر تغییر غایات شناسایی و منقلب کنند ، ثانیا نرم افزار رحمانی را در تمامی آنها جاری سازند و بویژه بصورت مکاتب منسجم و متحد عرضه نمایند . شاید با سیطره رحمانی بر تکنیک بتوان به این مقصد رسید اما آنچه به نظر مهمتر می آید سیطره بر سیطره تکنیک است . سیطره بر آن کسانیست که مسخّر تکنیکند. و این جز با تغییر مرکز امکان پذیر نیست .باید این حرکت انقلاب و جنبش عظیم را استمرار داد و تعمق بخشید .باید روح بشریت امروز را تسخیر کرد .این عمده ترین وظیفه فرزندان انقلاب است .غایت اصلی انقلاب هم همین بود : (ساختن انسانهای انسان ساز  و عالم ساز .)

شاید تا حدودی چیستی جنبش نرم افزاری روشن  شد . متولیان آن هم بیان گردید . حوزه  این جنبش نیز عرض شد . غایت آن همچنین . اصول و مقدماتش نیز .

در دو حوزه خرد و کلان باید بدان پرداخت .اصل را باید از نو بر بینش و برنامه های رحمانی استوار  ساخت .آنگاه در تمام حوزه ها برنامه مناسب را شناخت و تبیین کرد و به کار گرفت و ارجحیت آن را عملا" اثابت نمود . مثلا" در حوزه سیاست هر چقدر تئوری  حکومت دینی بدهیم به این اندازه که نظام اسلامی ما با نرم افزار الهی استقرار یابد موثر نیست . البته حکومت ما هنوز نرم افزار جامع و مانعی ندارد . آن جا هم که دارد یک مر کز شیطانی آنرا اجرا نمی کند و این موجب رجوع به تئوریهای شیطانی در باب اداره جامعه در شئون مختلف می شود و به نوعی بزرگترین ضربه بر جنبش نرم افزارانه دینی تلقی می گردد .

در حوزه تعلیم و تربیت هم همین گونه است . بویژه در دانشگاه ها . علوم تماما" از غرب می آید و بین مطلوبیت عرضی و آلی علوم و مطلوبیت ذاتی آن به خاطر -  هم خود ترجمه زدگی علمی و عدم تولید آن و هم عدم دستیابی به نرم افزار های متعالی دینی در سایه عرصه ها ی زندگی دانشجو و استاد و یا وجود یک مرکز شیطانی که بر خلاف نرم افزار دینی برنامه می ریزد و اجرا می کند و هم مرکزیت برنامه ریز وجودی خود اساتید و دانشجو یان – خلط می شود . خلط دیگر در تعمیم این مطلوبیت غلط ذاتی به غرب و هر چه که به آن ربط می یابد ، صورت میگیرد. در واقع تولید و اجرای جنبش نرم افزاری دینی به هر میزان که در حوزه های مختلف پیش رود بعنوان یک کل واحد بر حوزه خاص مؤثر است .یعنی نمی توان به صورت مستقل و جدای از سایر حوزه ها به تحلیل یک حوزه خاص پرداخت . در حوزه فرهنگ اوضاع به شدت اسف بار است . یعنی نه توانسته ایم نرم افزار دینی خاص هر مقوله را به درستی استخراج کنیم و نه توانسته ایم نرم افزارهای شیطانی قبلی را زائل نماییم و مهمتر از همه شبیخون نرم افزاری غرب را که که به عنوان بزرگترین دشمن جنبش کلی نرم افزاری دینی پس از انقلاب - با علمی که به خطر انقلاب داشت و به ما  روی آورد - خنثی نتوانسته ایم بکنیم .

جای جای پیکر انقلاب از این منظر آسیب دیده و زخم برداشته است .الاٌ حصن حصین ولایت . و آنکه در آن داخل است، از فیلم و مو سیقی و تئاتر وفرهنگسرا و کتاب و روزنامه و مجله و تبلیغات و سینما و رادیو و تلویزیون و مدهای انواع لباس ها و لوازم خانه و عروسک و اسباب بازی و نحوه  آرایش و ارتباط اجناس در بین هم و با هم و کلا" فرهنگ زندگی مصرفی  و تجملاتی و... همه و همه بزرگترین ضربات را بر پیکر این جنبش تاریخی و فرا تاریخی وارد ساخته است .

همه اینها به عنوان قویترین ابزار باید در خدمت استمرار و تعمیق و نوسازی و اجتهاد پروری جنبش نرم افزاری دینی می بود .اینترنت و کامپیوتر و ماهواره هم که از همه آنچه گفته شد با اهمیت تر است . شاید بتوان گفت این حوزه و این موارد بزرگترین کار انقلابی را می طلبد و بزرگترین وظیفه دلباختگان انقلاب اسلامی محسوب می شود :حوزه فرهنگ شامل هنر ، ادبیات، داستان ، عکس ، فیلم ، کتاب ، رمان ، اینترنت ، تلویزیون و ماهواره و... اصول اساسی و مهم این جنبش عدالت در هر حوزه و تمام حوزه هاست . عدالتی که هم در محتوا  روی داده باشد و هم در قالب . عدالت محتوا با  نفوس مهذب انقلابی کاملا" آشنا با عقاید و احکام واخلاق اسلامی مجهز به قدم سیر باطنی و ابزار فلسفه و منطق عقلانی و آگاه به حوزه های مختلف معارف بشر غربی و تمدن آن با بینش مجتهدانه و زیستی عارفانه محقق می شود.                                                                                                     

بدیهی است به طور مطلق نمی توان به این هدف دست یافت . تا امام زمان (عج) ظهور بفرمایند و عدل و داد را در همه ی حوزه ها به نهایت برسانند ،

به طور نسبی با تمام توان دوستداران آن بقیه الله باید جنبش عدالت خواهانه نرم افزاری را محقق سازند . تا نفس در سینه دارند باید در این راه گام بنهند . اگر بشر برای عبادت و معرفت خلق شد با نرم افزارهای موجود -که با آنچه موعود است فاصله بسیار دارد - نمی توان به این هدف عالی رسید . و انسان تا در این راه گام ننهد از قوای انسانی او چیزی فعلیت نیافته است و تا نرم افزار های الهی را جایگزین آنچه در انسان و پیرامون او جریان دارد نکنیم ، به خواست معبود خود و فطرت عمل نکرده ایم و وجودی باطل و بیهوده خواهیم داشت .

از کجا شروع کنیم ؟

ازخود .همه ما موظفیم این جنبش را در برنامه های فکری و عقیدتی و عملی خود با بررسی دقیق و بازبینی و علم و اجتهاد و آگاهی پیاده کنیم و به هر میزان می توانیم در حوزه دسترس خود به آن سمت گام برداریم و برنامه ای جمعی و گروهی برای کشور خودمان ، درونمان ، و جهان با مرکزیتی  منسجم  و افرادی قوی در هر حوزه که می توانیم و باید کار کنیم برای آینده دور و نزدیک بریزیم و با استعانت از خدا آن را عملی کنیم. انشاءلله.

                              

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 0:5  توسط محمد آسمانی  |