تبليغاتX
زمینی آسمانی - و تو می باری ...
نوشته هایم از خود آسمانی و زمینیم و خدای این من زمینی آسمانی
 
بهارم پر گل و طراوتم !
آن عشوه هایت را بنازم که آشکار و پنهانی به من می نمایانی .
ای پر از قهر و ناز !
مرده آن دامیم که برایم به ظرافت می گسترانی و گیرم می اندازی و اسیرم می کنی .
می دانم همیشه به فکرمی و انتظار آمدنم و به دست خودم به دامت افتادنم را می کشی .
چه عزیزی و دوست داشتنی !
من در حیرت این لطفیم که مرتب به من کرده ای .
گاه از شدت خواستنت و ندیدنت فکر می کنم : صدایت می کنم اما تو آنقدر دوری که صدایم را نمی شنوی یا صدایم آنقدر گوشت را می خراشت که نمی خواهی بشنوی  یا من محجوبم و تو را نمی بینم که حرفهایم به تو می رسد و تو پاسخ می دهی اما گوش من کر است و صدای دل از جا برکنت را نمی شنود شاید هم صلایت نمی زنم ؟! گمان می کنم حرف زده ام . حرفی نبوده !!!!
یعنی فکر می کنم تو را می خوانم و اما تو نیستی که در خلوت پر غربت قلبم حضور یابی و محفل کوچک دلم را کبریایی کنی . چون این به خیالم خواندنها و پاسخ نشنیدن ها ، تکرار می شود ، من از خودم و تو کم کم ناامید می شوم . اینجاست که تو با یک چیزی که نمی دانم می شود آنرا نیم نگاهت بگویم یا نه ؟ ، مرا مجذوب و مست و خراب خود می کنی و جرعه ای زان می ناب کثرت شکن به من اسیر بی سر و پایت می چشانی که همه او را لبریز از عشق و امید می کند و تمام وجودش را تلی از خاک ، که دانه های خفته و نهفته در دل آن خاک ، از شدت عطش و اشتیاق سر بر آوردن و سبز شدن و بالیدن و ثمر دادن و رو به سویت نهادن و به تو رسیدن ، با همه وجود ، باریدن باران مهر تو را فریاد می کنند و با تو بودن را و برای تو بودن را و به تو رسیدن را می خواهند.

Flower Picture showing Hibiscus

و تو می باری ... .
بی تکلف و بی منت و بی شمار... .
اما این منم که خاک زمینی وجودم شوره زار است!!!
تو خیس و لبریزم می کنی بعضی از آن دانه ها هم جوانه می زند اما ... ،
دیری نمی پاید که آنها می میرند و خشک می شوند!!!
و باز من می مانم و این شوره زار و عطش و میل خیس شدن و بالیدن و به تو رسیدن ، تنهای تنها .
و این چرخه تکرار می شود... با ترنم این بیت :
دانه دل کاشته ای زیر چنین آب و گلی    تا به بهارت نرسد او شجری می نشود
خدایا! بیا . خودت را برسان و از پیشم نرو
دارم تلف می شوم
وجودم را زهکشی کن و شوریم را بزدا ، ای بهار ! ای فیض  بی منتها!
 
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 16:36  توسط محمد آسمانی  |